بهگزارش قدس آنلاین، از فردا پانزدهم تا هفدهم ژوئن ۲۰۲۶ سران گروه هفت در شهر اویان-لهبن فرانسه گرد هم میآیند. این نشست سالانه با حضور رهبران هفت اقتصاد جهان شامل ایالات متحده، کانادا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن و بریتانیا به علاوه اتحادیه اروپا برگزار میشود. فرانسه برای دومین بار پس از سال ۲۰۰۳ میزبان این رویداد است، اما این بار پوتین به این کشور نمیرود. همزمان پاریس تلاش دارد در این اجلاس بر کاهش عدم تعادلهای اقتصادی جهانی تمرکز کند. این نشست در شرایطی برگزار میشود که تنشهای ژئوپلیتیک و اقتصادی جهان را تحت تأثیر قرار داده است.
بازگشت مرد گاوچران
یکی از مهمترین تفاوتهای این نشست با دورههای قبلی، بازگشت دونالد ترامپ به عنوان رئیسجمهور ایالات متحده و سلطه سیاست آمریکا اول بر آن است. ترامپ پس از بازگشت به قدرت، رویکرد معاملهمحور خود را تقویت و نشست را به فضایی پر از عدم اطمینان تبدیل کرده است. او بلافاصله پس از برگزاری مراسم تولد خود در چهاردهم ژوئن با رویداد قهرمانی هنرهای رزمی، به نشست میآید و ممکن است در حال و هوای تهاجمی باشد. ترامپ احتمالاً از متحدان اروپایی به خاطر حمایت ناکافی پس از بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران انتقاد خواهد کرد و مطالبههایی در زمینه تعرفهها، کاهش کسری تجاری و افزایش فشار بر ایران مطرح میکند. این رویکرد، هماهنگی درون گروه را سختتر کرده و بسیاری از تحلیلگران آن را به صورت ۶ به علاوه یک توصیف میکنند.
بحران هرمز؛ زخم تازه بر پیکر اقتصاد اروپا
تأثیر جنگ تحمیلی اخیر علیه ایران و بحران ناشی از آن، تفاوت بارز دیگر این اجلاس با نشستهای پیشین است. حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران در اواخر فوریه و پاسخ تهران با بستن تنگه هرمز، شوکهای انرژی، زنجیره تأمین و کالایی ایجاد کرده که اقتصاد جهانی را مختل کرده است. افزایش هزینههای حملونقل، نگرانی درباره تأمین کود و امنیت غذایی و فشار تورمی جدید، دستور کار نشست را تحت تأثیر قرار داده است. کشورهای اروپایی بهویژه آلمان و ایتالیا بیشترین آسیب را دیدهاند و رشد اقتصادیشان کندتر شده است. هرچند شرکتهای بزرگ انرژی در ایالات متحده از صادرات انرژی سود میبرند اما خانوارهای آمریکایی نیز زیرفشار هستند. این بحرانها، نشست را از تمرکز اولیه فرانسه بر تعادلهای اقتصادی به سمت مسائل امنیتی و انرژی سوق داده است.
مکرون و ترامپ؛ همگرایی محدود، اختلاف عمیق
دونالد ترامپ با دستور کار آمریکا اول وارد میشود که شامل رویکردهای معاملهمحور در شراکتهای توسعهای، فرصتهای تجاری بیشتر برای شرکتهای آمریکایی، گسترش فناوری ایالات متحده و هوش مصنوعی، کاهش وابستگی به زنجیرههای تأمین تحت کنترل چین و افزایش تولید سوخت فسیلی است. در برخی زمینهها مانند تقویت امنیت اقتصادی و کاهش آسیبپذیری در زنجیرههای تأمین حیاتی، اولویتهای ترامپ با اهداف فرانسه همپوشانی دارد. هر دو طرف بر کاهش وابستگی استراتژیک تأکید دارند و موضوع هوش مصنوعی نیز فرصت همکاری ایجاد کرده است. با این حال، در بیشتر مسائل فراتر از دستور کار رسمی، اختلافات جدی وجود دارد. حمایت از اوکراین، تجارت، حاکمیت دیجیتال، مقررات و سیاست آبوهوا از موضوعاتی هستند که اعتماد کاهشیافته به ایالات متحده را نشان داده و ۶عضو دیگر را به هماهنگی بیشتر با یکدیگر سوق میدهد.
فرانسه ریاست نشست را بر عهده دارد و تلاش کرده دستورکاری متمرکز بر کاهش عدم تعادلهای کلان اقتصادی، تقویت امنیت اقتصادی، زنجیرههای تأمین مواد معدنی حیاتی، اصلاح شراکتهای توسعه بینالمللی و همکاری در زمینه هوش مصنوعی تدوین کند. امانوئل مکرون حتی نشستی ویدئویی با حضور نمایندگان چین، گروه هفت و دیگر کشورها برای بحث درباره تعادلهای جهانی برگزار خواهد کرد. اما رویدادهای ژئوپلیتیک و حضور ترامپ، این برنامه را تحتتأثیر قرار داده است. مکرون چالش اصلیاش مدیریت نشست و جلوگیری از غالب شدن دستورکارهای رقیب بر هدف کلی حفظ انسجام گروه هفت است.
اقتصاد نابرابر گروه هفت؛ آمریکا لکوموتیو، اروپا در تعقیب
مقایسه وضعیت اقتصادی کشورهای عضو نشاندهنده نابرابری فزاینده میان اعضای این گروه است. رشد اقتصادی گروه هفت در سال ۲۰۲۶ کند و نامتوازن است و متوسط آن حدود ۱٫۶ درصد پیشبینی میشود. ایالات متحده با رشد حدود ۲٫۱درصد، قویترین عملکرد را دارد و فاصلهاش با دیگران بیشتر شده است. بریتانیا حدود ۱٫۳درصد، کانادا ۱٫۵درصد، فرانسه ۰٫۹درصد، آلمان ۰٫۹درصد و ایتالیا و ژاپن ضعیفترین هستند که حدود ۰٫۶ تا ۰٫۸ درصد رشد دارند. تولید ناخالص داخلی اسمی ایالات متحده حدود ۳۲تریلیون دلار است که فاصله تاریخی بزرگی با دیگران ایجاد کرده است. آلمان حدود ۵٫۵ تریلیون، ژاپن ۴٫۴ تریلیون، بریتانیا ۴٫۳ تریلیون، فرانسه ۳٫۶تریلیون، ایتالیا ۲٫۷تریلیون و کانادا ۲٫۵تریلیون دلار است. این نابرابری، ترامپ را به شکایت از کسری تجاری ناعادلانه و مطالبه سهم بیشتر اروپا در هزینههای امنیتی وادار خواهد کرد.
باوجود این، ذکر این نکته لازم است که حجم تجارت درون گروه هفت قابل توجه است و آمار دقیق آن معمولاً با اتحادیه اروپا ترکیب میشود. تجارت داخلی گروه هفت به علاوه اتحادیه اروپا حدود ۶۵ درصد از کل تجارت این بلوک را تشکیل میدهد که نشاندهنده وابستگی بالا به بازارهای خودی است. با این حال، سهم کلی تجارت درون گروه از تجارت جهانی حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد بوده و حجم آن در محدوده چند تریلیون دلار قرار دارد. این تجارت در مقایسه با رقبا همچنان قدرتمند است اما رشد کندتر گروه هفت نسبت به بلوکهای نوظهور، چالشهایی ایجاد کرده است.
بریکس در کمین
چالش دیگر این است که رقبای گروه هفت بهویژه بریکس در وضعیت رو به رشدی قرار دارند. بریکس با ۱۱ عضو، رشد متوسط ۳٫۷ درصد در سال ۲۰۲۶ را تجربه میکند در حالی که رشد گروه هفت بسیار کندتر است. سهم بریکس از اقتصاد جهانی به حدود ۴۰ درصد رسیده و تجارت داخلی و نفوذش در جنوب جهانی در حال افزایش است. هند با رشد حدود ۶درصد و چین با حدود ۴٫۸درصد لکوموتیوهای این بلوک هستند. چین بهعنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان عضو بریکس است و غرب بهشکلی کاملاً سنتی اغلب مانع ادغام این کشور با اقتصاد جهانی میشود. مرکوسور در آمریکای جنوبی بیشتر منطقهای عمل میکند و رشد متوسطی دارد. قدرتهای میانی مانند هند، استرالیا و کرهجنوبی گاهی به نشستهای گروه هفت دعوت میشوند اما بریکس رقیب اصلی در ایجاد نظم چندقطبی جایگزین است.
هرچند گروه هفت هنوز در زمینه قدرت مالی، فناوری و نفوذ جهانی برتری دارد اما انسجامش تحت فشار ترامپ و شوکهای خارجی مانند بحران ایران کاهش یافته است. این نشست میتواند نقطه عطفی برای مدیریت شکافها باشد اما نتیجه نهایی به تعاملات ترامپ با مکرون و دیگر سران بستگی دارد. انسجام باقیمانده گروه هفت به عنوان بستری برای هماهنگی اقتصادهای پیشرفته همچنان ارزشمند است و حفظ آن برای ثبات جهانی ضروری به نظر میرسد.





نظر شما